الجمعة، 24 مايو 2024

طایفه آل بو شاخیر (الخیکانیه)

 


*طایفه البوشاخیر* الخیکانیه در استان ذی قار، *منطقه سوق الشیوخ، ناحیه الطار* زندگی می کنند.  در کرانه رود فرات در مرداب حمار و این طایفه به مدت (چهار قرن) نخوت از طایفه *(برادران نصری)* زندگی می کنند.
ریاست این طایفه بر عهده مرحوم شیخ حسن بن مطر بن خزعل بن منصور بن شاخیر بن ضیاب بن عسکر بن درویش بن محمد بن سکر بن حمد بن شاخیر، پدربزرگ طایفه الشاهول آلبو شاخیر است.
وکالت مرحوم شیخ حسن بن مطر بن خزعل، پسر بزرگش کریم حسن مطر خزعل است.
طایفه آلبو شاخیر به موارد زیر تقسیم می شود:
*اول: - ران المنصور که پیشوایان هستند.*
*دوم: - طرف العطیه به ریاست فاضل محمد سخی.*
*سوم: - طرف الحثال به ریاست محمد جفیت ماهاوس را بگیرید.*
*چهارم: - ران الحمد به سرپرستی نیمه عبد واد.*
*پنجم: - سمت جانشین به ریاست حسین عبود موسی.*
*ششم: قبیله الاذاریس که در ذی قار ناحیه شاطره زندگی می کنند و ریاست آنها بر عهده جعفرعلی است.
*هفتم: قبیله التبینه به ریاست کاظم جاسم.*
*هشتم: - العلی از ساکنان استان میسان (الاماره) ناحیه مجارستان به ریاست غانم حسین می آید.*
* نهم: - الفرهان از اهالی استان بصره و بیشتر ساکنان شهر اهواز هستند * تقسیم می شوند: -
*1- الزیاره* تقسیم می شوند:
*الف- بیت آل علی.*
*ب- خانه غلام.*
*ج- خانه الخلاف.*
*د-خانه عبدالله.*
*2-آل احمد* تقسیم می شوند:
*خانه العلوان.*
*ب-بیت المحمود.*
*ج- بیت الکریم.*
*د-آل سلمان.*
*3- ران الحمدان.*
*4- ران بنده شویخ است.*
*5- ران السلبخ.*
دهم: الشاهول ساکنان استان بصره هستند و شیخ منذر وافی ریاست آنها را بر عهده دارد.
آنها به موارد زیر تقسیم می شوند:
*1-ران ماه رمضان.*
*2-ران کنعان.*
*3- ران المرزوق.*
*4-ران آل هاشم.*
*5-ران دیوان.*
*6-ران مومن.*
*7- ران موسی.*
*8-ران عواد.*
9- ران الحطحیت.
*10-ران الحسن.*
*11-ران شالیش.*
_*طایفه البوشاخیر*_ ملقب به طایفه الشهول بود.
مردان آن به شجاعت معروف بودند.
به دلیل دلاوری و جوانمردی به آنها لقب «کم عمق» داده شد.  آنها به سخاوت و آشتی معروف بودند.  سفر و سیاحت دارند و میدان ها و میدان های جنگ گواه آن هاست.
مردانش نیرومند و خوش بیان و مهمان نواز بودند و زمینشان پوشیده از درختان خرما بود.
خانه های این طایفه در (تاکستانی که توسط مردان طایفه برداشت شده است و این درخت انگور به نام و نام خانوادگی طایفه الشاهول نامیده شده است) خواهد بود. از رود فرات است و به باتلاق می ریزد.
این طایفه مواضع قهرمانانه ای در تاریخ در مقابله با رژیم سابق و دولت بعثی آن داشت.  این طایفه با ایستادگی در مقابل حکومت بعثی و مبارزه با آن، به افتخار شهادت دست یافتند.
زندان‌ها بسیاری از آنها را در طول قیام صدام ملعون گرفتند، و خوابگاه‌های قبیله سوزانده شدند، خانه‌ها تخریب و سوزانده شدند، باغ‌ها با بولدوزر تخریب شدند و افراد قبیله آواره شدند.  و این همه بی عدالتی و ظلم حکومت بعثی بر قبیله و فشار بر آن.
طایفه همچنان قد بلند و سربلند باقی ماندند.
مردان، شیوخ، سرشناسان، جوانان و زنان آن به کاری که کرده بودند افتخار می کردند.
این طایفه در پاسخ به ندای مرجعیت برای جهاد کافی ~علیه قرن یازدهم میلادی~ موضع گیری های قهرمانانه موثری داشت و برای دفاع از مقدسات و میهن خود شهدایی تقدیم کرد و این افتخاری است که بر دلاوری های طایفه افزوده شده است مردان دلیر آن در میدان های جنگ و نبردها.

*به طور کلی الخیکان*
(بعضی ها می گویند بنی خایگان اتحاد طایفه ای بیش نیستند)
.............
(بعضي ديگر مي گويند كه بني خيگان قبيله اي است كه پدربزرگشان خاقان پدر است و نام او اين است ولي عثماني ها او را خيكان مي ناميدند.
درست است که در اتحادیه طایفه هستند، اما نام پدربزرگشان خایکان (خاقان) است.
به نام پدربزرگشان بانوخیگان نامیده می شدند
________________________

یک اتحادیه قوی قبیله ای در عراق، که شامل تمام طایفه هایی است که در سرزمین های واقع بین عسکریه «الاساجیره» در کرانه شرقی حور الحمر و بنی خیقان اصالتاً از بنی مالک نیستند، اما آنها زندگی می کنند. عنصر اساسی در اتحادیه منتفیق را تشکیل می دهند.
این اتحادیه سابقه سیاسی و نظامی دارد در زمان شیخ ناصر بنی خیقان به رهبری خاندان مقاغش توانستند قدرتمند و رعب آور شوند.
این اتحادیه قبیله‌ای که به قدرت معروف بود، بیش از هزار و پانصد برج و برج داشت که بیشتر آنها از برج‌ها و برج‌های متعلق به طوایف رقیبش بزرگ‌تر، قوی‌تر و مهیب‌تر بودند.
بنی خیقان مسلح بودند، نگران امنیت بودند و هرگز نمی خواستند تسلیم هیچ گونه حکومتی شوند و با هر مرجعی که بخواهد سلاح های آنها را مصادره کند، مخالفت می کردند.
بنی خیقان در کرم «قُرمه» در کرانه‌های رودخانه زندگی می‌کنند و تمامی طوایف حوارالحمر از بنی خیقان محسوب می‌شوند، به جز بنی مشرف و خاندان حسینی که از گروه بنی اسد هستند. .
گروه های آنها عبارتند از: الرحمه، الشمیس، الاساکرا، الاساجرا، البوشیره، النواشی، الاحوال.  الامیره، البو شامه، آل بو خلیفه، الجمله، المطیرات و الجویبار.
خيکان: منشأ آن خيکان در واوة المنتفق عراق است و شعب آن البو حمد از آل بوسلطان از الزبيد الاکبر است. و آل بو حلیل «هلال».

بنی خایگان دشمنی های زیادی داشتند، مثلاً با:

کهکشان:

یک اتحادیه قوی قبیله ای با دشمنی ریشه دار با بنی خفان، به همین دلیل است که حوادث انتقام جویانه بین آنها ادامه یافت عثمانی ها و انگلیسی ها یکسان.  فدراسیون کهکشانی خطرناک‌تر از بانوخیکان در نظر گرفته می‌شود، زیرا عثمانی‌ها سه لشکرکشی را علیه آن‌ها رهبری کردند که هدف از آن تحت سلطه قرار دادن آنها بود، اما آنها شکست خوردند.
پس از اشغال الخمیسیه، روستایی وابسته به سوق الشیوخ در انتهای باتلاق، مقامات انگلیسی توانستند اوضاع را تحت کنترل درآورند و قبایل ماجاره را تحت سلطه خود درآورند.  ثروت آنها از خرما و چلّاب است.
کهکشان را می توان به سه بخش بزرگ الحجام، الحسن و الشدود تقسیم کرد.  فدراسیون کهکشانی در هر دو ساحل فرات، از سوق الشویخ تا مارش الحیمار زندگی می کند.  از معروف ترین شعب آن می توان به: الالیات، الدجین، حجام، الحسن، الحاسویه، اهل کوت المطیرات، النواشی، الشدود و الزوایدات اشاره کرد.
الاحوال:
شاخه ای از طایفه بنی خیکان که در عراق به بنی مالک وابسته است و شاخه های آن:
یوزپلنگ،
البوحاجی،
و خاندان اسماعیل.

آل اسماعیل:

طایفه اسماعیل متعلق به بنی خیگان است و در منطقه الحمر در جزیره ای واقع در ضلع غربی باتلاق الحمر زندگی می کند.
البو بدر، البوحج، الحرب، آلبو خلف، البو شاخیر، آل عبدالله، الجدایی، بیت شریف، الشلیل، العطی، البلها، الفوحود، الهوشان، السیاح. ، العمر، الفرج، البوحمادی، العوید، الحزال، العطیه، الفریج، الحاج، آل محمد، الصالح و المنصور.

«اهل بطحج»:

رانی از آلبو خلیفه از طایفه خیکان که وابسته به بنی مالک در عراق است.

"دریا :

از نوادگان خاندان رحمه از بنی خیکان عراق.

تامار:
ران آلبو خلیفه از طایفه بنی خیکان که وابسته به بنی مالک در عراق است.

الجاحیش:

ران از طایفه الشمیسان، از طایفه بنی خیگان که وابسته به بنی مالک در عراق است.

حسن نیت:

شاخه ای از طایفه بنی خیکان که وابسته به طایفه بنی مالک در عراق است.  شاخه های آن:
النجار،
و آل سالم.

"بخش :

قبیله ای از بنی خیقان در عراق، ساکن منطقه سوق الشیوخ در نهر مجاشیه.

«ال» جندل:
ران شامه ای از طایفه بنی خیکان که وابسته به بنی مالک در عراق است.

جویبر:

طایفه جویبیر از نظر نسب به بنی خیگان می رسد و برخی از آنها آن را از طوایف بنی مالک در عراق می دانند.  تیم های آن عبارتند از: المساطاح و الشالیشات.

«البو» حاجی:

از نوادگان طایفه از طایفه بنی خایگان که وابسته به بنی مالک در عراق است.

نظامی:

رانى كه گفته مى شود از المطيرات از بنى خيگان، «خيقان» از بنى مالك عراق است.
«الحسین:

شاخه ای که گفته می شود از المطیرات از طایفه بنی خیکان «خایقان» است که وابسته به بنی مالک در عراق است.

شهری:
شاخه ای از بوشعیره از طایفه بنی خایگان، وابسته به بنی مالک در عراق.

الحمهمه: رانى كه گفته مى شد از متيرهاى بنى خيگان، «خيقان» از بنى مالك عراق است.

حمدان:
شاخه ای از خاندان رحمه از بنی خایگان (خایقان) عراق، شاخه های آن:

البو بصار، الحربیون، العبد، العلی، علقم، الحج، الحمدان، الجمم، الکوید، آل محمد و الویان.

"ال" در مورد:
طایفه ای عراقی متعلق به بنی خایگان و ساکن با آلبوعیش، عمیره، الدباط، الفهود، البوحلیل و المحلال در کرانه شمالی، از منطقه حورالحمر در عراق از اولاد آن عبارتند از: البو حاج الجاسم و المشکور.

آلوئول:
شعبه ای از الامیره از طایفه بنی خیکان، وابسته به بنی مالک در عراق، شاخه های آن عبارتند از: البخیت، البشارة الجبر و الیوسف.

فارغ التحصیل "آلبو":

شعبه ای از طایفه خایگان که به آلبوسلطان زبید بزرگ در عراق وابسته بود.

«البو» خلیفه:
طایفه ای وابسته به طایفه «خایقان» که وابسته به بنی مالک در عراق است، این طایفه یکی از طایفه های آرام در منطقه سوق الشیوخ به شمار می رود. باتلاق هيمار در نزديکي دهانه کانال «المذاليق» شامل: البثاج، التمر، ام مشجاج «شجاج» و دهليه است.

خرس ها:
طایفه ای کوچک عراقی که نسبشان به بنی خیقان می رسد و در اصل بخشی از عمیره را تشکیل می دادند.

داشتر:
از نوادگان خاندان شمیس از طایفه بنی خایگان که وابسته به بنی مالک در عراق هستند.  شعب آن: البوعلیه و الحنون

الدهمه:
از نوادگان خاندان شمیسان از طایفه بنی خایگان که وابسته به بنی مالک در عراق هستند.  شعب: الهندال، اللمام و الرمیم.

"رحمت:
طایفه الرحمه شاخه اصلی کنفدراسیون قبیله ای بنی خیقان را تشکیل می دهد.  این طایفه در منطقه شیخ بازار در اطراف دهانه کانال آکیکا در ضلع غربی هو الحمر در عراق زندگی می کنند.  رانهای آن عبارتند از: عبدالرحمن، البحر، البوحمدان، العوویه، الزرقان، البو الحوش، العرفیت، المغاش، موسی، السفاح و. شهاب یا علوی.

الرمیدات:

شعبه ای از الامیره از طایفه بنی خیگان که وابسته به بنی مالک در عراق است شامل: الغالیات و الشرحیه است.

"مولوی":
ران بوشیرا از طایفه بنی خیگان که در عراق به بنی مالک وابسته است.

زوئیدها:

شاخه ای از طایفه معیرات از طایفه بنی خایگان، وابسته به بنی مالک در عراق.

الزیاد:
یک ران از حجام در عراق.  برخی از آنها آن را از بنی خایگان می دانند:
آل علی، الحترشا، العیون، الدهده و الورارشا.

«ال» سالم:
  بنی مالک در عراق

آل سعید:

شاخه ای از آل عساجیره «العساکره» از طایفه بنی خیگان «خایقان» که وابسته به بنی مالک در عراق است.

قاتل زنجیره ای:
از خاندان رحمه از بنی خیگان (خایقان) در عراق، شعبه های آن: العباس و الحسون و الحسین بگیرید.

سلطان:
شاخه مغقیش از خاندان رحمه از طایفه بانوخیگان در عراق.
السحر:
شاخه ای از بوشمه از طایفه بنی خایگان که وابسته به بنی مالک در عراق است.

آیین «آلبو»:
طایفه ای کوچک، تعداد کمی، وابسته به بنی خیگان، غیر تابع رژیم، و ساکن منطقه سوق الشیوخ در کانال المجاهیشه، در جنوب الثمیریه، عراق.  ران های او:
الحمهمه، البوشعیره و الزوائدات.

آیین «آلبو»:
از عساجیره «لشکریان» از خاندان بنی خیگان «خایقان» منسوب به بنی مالک در عراق بگیرید و نظر صحیح این است که او از بنی مالک است و گفته شده: او از ربیعه است. و کسانی که می دانند نمی توانند او را به یک طایفه قدیمی نسبت دهند.  و رانها: غلامان و پو رامی.

الشمیس:
از طوایف بنی خایگان و برخی آنها را از خاندان رحمه در عراق می دانند که در هر دو ساحل کانال ابوشعثه پایین زندگی می کنند.  رانهای آن عبارتند از: الضمه، الدشر، البوحیفا، الجایش و آل بو خلیفه.

الشهیبات:
رانى از الاميره از طايفه بنى خيگان كه منسوب به بنى مالك در عراق است.

تاریشا:
رانى از الاميره از طايفه بنى خيگان كه منسوب به بنى مالك در عراق است.  از شاخه های آن:
بیت الدعیم، بین حسین، الخالد المنوور، کار الصحیبت و العطیه.

«البو» زنده است:

طایفه ای عراقی که در اصل متعلق به بنی خایگان است و گفته می شود که شاخه ای از امیره است، اما اکنون طایفه ای جداگانه تشکیل می دهد و در قسمت شمالی مرداب حمارین، امیره و شاخه های آن زندگی می کند.
اختفا و خفا و خواف و چانول و شاطیه.

عبادت:

طایفه ای آرام و آرام، شعبه ای از بنی خیقان در عراق بود که به حمل و نقل کالاهای تجاری از بازار الشیوخ و ناصریه مشغول بودند در مرداب الحمر بین خاندان اسماعیل و بنی مشرف.  از معروف ترین ران های او:

البوعلی، البوظویری، عباده، آلبو مهاویش، آل علی، آلبو محیی، الشینوة، الغوازی، البوحمد، آلبو منصور، البوسبطی، آل عثمان، المحیسن و الطوفان.

اباعبدالله:
گروهی از العساجره، سربازان طایفه بنیخیکان خیقان، که وابسته به بنی مالک در عراق هستند.
شاخه های آن:
العاصی، الجفله، الموکر، التبیلات و البوتهینه.

آل عبدالرحمن:
شاخه ای از خاندان رحمه از بنیخیکان خیقان در عراق.

بردگان:
شعبه ای از البوشعیره از بنی خیکان «خایقان» از بنی مالک عراق.

سرباز ها:
رانی از طایفه بنی خیکان که وابسته به بنی مالک در عراق است.  شاخه های آن:
البوعبدالله، الغنایمه، الکوام، القوام، الثامر، السعید، الرحمه و الزهیو.

العطیات:
شاخه ای از عمیره از قبیله بنی خیکان، وابسته به بنی مالک در عراق.
گابلین:
از خاندان رحمه از بنی خیکان خیکان عراق بگیرید.  شعب آن عبارتند از: العلونه، الحقروس، الحیال، الحناحین، المنحاس و السبیح.

تبلیغات:
شعبه مذکور از المطیرات از بنی خیکان، «خایقان» از بنی مالک در عراق.

ساختمان:
از قبایل عراق جزء کنفدراسیون قبایل بنی خیکان در عراق بود و در ضلع شمالی مرداب الحمر در ناحیه بین آل بو عایش و الاحوال زندگی می کرد.
اعضای آن جنگجویان سرسختی هستند و قبیله های همسایه از آنها می ترسند و نسبت به آنها خصومت و نفرت دارند.
از ران ها و شاخه های آن:
بناهای المعادن، البو حضر، الرمدیات، الصالب، الکلبه الترایشاء، الحویجیم، الشهیبات و العطیات.

آلبو عوض:
عوض:
شاخه ای از بوشمه از طایفه بنی خیکان که وابسته به بنی مالک در عراق است.

آلبو عوض:
شاخه ای از بوشامه طایفه بانوخیکان خیقان که وابسته به بنی مالک در عراق است.

غنیمت:
گروهی از الاساجره «العساکره» از طایفه بنی خیکان «خایقان» که وابسته به بنی مالک در عراق هستند.  از شاخه های آن:
البشاره، الحمود، الجابر، الجاریو و القطیع.

الفحیلی:
یکی از قبایل عراق که متعلق به بنی خیقان است و منشا آن به کهکشان باز می گردد، زیر پرچم بنی خیقان وارد شد تا خود را از تهاجمات و حملاتی که در معرض آن قرار گرفته بود خلاص کند.  این طایفه به فرمانبرداری و تسلیم در برابر رژیم مشهور است.
او در منطقه سوق الشیوخ، در نزدیکی کارما سفها، در هر دو ساحل نهر آکیکا زندگی می کند.  از روی ران های او:
الدفتر، الحربیه، المترود، النواس و الروضان.

ناوچه ها:
شاخه ای از بو شامه از طایفه بنی خیکان که وابسته به بنی مالک در عراق است.

پلنگ ها:
از خانواده شروط از طایفه بنیخیکان «خایقان» که به بنی مالک در عراق وابسته است، بگیرید.  در قسمت شمالی مرداب حمار زندگی می کند.  شعبات آن عبارتند از: الامیان، البلاعة، البرشان، المکری، المنحور، الشیخ الصالح و الصحیله.

کارکوش:

جوانی اهل المطیران از طایفه بنیخیکان خیکان که وابسته به بنی مالک در عراق است.

«بافت» الکوام:
شاخه ای از آل عساجیره «الاساکره» از طایفه بنی خیکان «خیکان» که وابسته به بنی مالک است.

کولبا:
شاخه ای از عمیره از قبیله بنی خیکان، وابسته به بنی مالک در عراق.

مشعل:
از قبایل عراق نسب آنها به بنی خیقان می رسد و از جنوب سماوه هجرت کردند و در الخامسیه ساکن شدند و بعضی از آنها از جوارین و برخی دیگر به گله داری گوسفندان می پردازند.
ام مشجاج:
شاخه ای از آل ابو خلیفه از طایفه بنی خیکان، وابسته به بنی مالک در عراق.

قطرات باران:
شاخه ای از طایفه بنی خیکان که در عراق وابسته به بنی مالک است از شاخه های آن:
زوئیدها

قطرات باران:
طایفه المطیرت متعلق به الرایة المجار است، اگرچه قدمت اصلی آن به بنی خیکان می رسد و نیم ساعت در جنوب سوق الشیوخ در عراق زندگی می کند.  شاخه های آن:
اولیان و آلوش.

مدن:
شاخه ای از بو شامه از طایفه بنی خیکان که وابسته به بنی مالک در عراق است.

مدن:
:
شاخه ای از بو شامه از طایفه بنی خیکان که وابسته به بنی مالک در عراق است.

مدن:
شاخه ای از عمیره از قبیله بنی خیکان، وابسته به بنی مالک در عراق.

مدن:
شاخه ای از طایفه بوشیره از طایفه بنی خیکان، وابسته به بنی مالک در عراق.

متقلب:
از نوادگان خاندان رحمه از بنی خیکان عراق.  شاخه های آن:
العبدالله، العلونه، الدازنا، الفیصل، الحریشین، الناصر، العمیر و السلطان.

پسران منصور:
از قبایل عراق منسوب به بنی مالک، برخی آن را از سعد خزائل یا از بنی خیکان «خیقان» یا از طایفه محاطهر دانسته اند و سرکردگان آن را از ربیعه و وطن آن می دانند. اطراف القرنه در ساحل راست فرات از الرحمنیه تا القرنه، در دو مایلی جنوب الحلاف.
گروه های آن عبارتند از: اهل الرحمنیه، اهل الجاری، اهل ابوغریب، اهل الهده، اهل الحوش، الجاسم، مزروعه، الناع. من، الباهله، البوخطائب، الجنیزی، ثمار، الرحمنیه و السبیح.

الناصر:
شاخه ای از خاندان مققاش از خاندان رحمه از بنی خیکان (خایقان) عراق.

النجار:
شاخه ای از جمال الله از طایفه بنیخیکان «خیقان» که وابسته به بنی مالک در عراق است.

نواشی:
رانی از طایفه بنی خیکان که وابسته به بنی مالک در عراق است.  شاخه های آن:
المعادن و الحضراء.

"البو" هادر:
شاخه ای از عمیره از قبیله بنی خیکان، وابسته به بنی مالک در عراق.  شاخه های آن:
الدیوان، الخنفوس، الشویش و الزیاره.

«البو» حیفا:
رانی از خاندان شمیس از طایفه بنی خیکان که وابسته به بنی مالک در عراق است.  شعب آن: الدبه، الفهد، شیخ جابر، و الصباحی.

عشيرة أل بو شخير

 *عشيرة ألبو شخير*

( بني خيكان )

___________________

تسكن *عشيرة ألبو شخير* الخيكانية في محافظة ذي قار قضاء *سوق الشيوخ ناحية الطار*. على ضفاف نهر الفرات في هور الحمار وسكنت هذه العشيرة منذ (اربعة قرون) نخوت العشيرة *(اخوت نصرى)*

ويرأس العشيرة الشيخ المرحوم *حسن بن مطر* بن خزعل بن منصور بن شخير بن ذياب بن عسكر بن درويش بن محمد بن صگر بن حمد بن شخير الجد الجامع للعشيرة الشحول آلبو شخير .

وينوب عن الشيخ المرحوم *حسن بن مطر* بن خزعل ولده الاكبر *كريم حسن مطر خزعل*.

وتتقسم *عشيرة آلبو شخير* الى مايلي:-

*اولاً:-فخذ آلمنصور وهم الرؤساء.*

*ثانياً:-فخذ آلعطية ويرأسهم فاضل  محمد صخي.*

*ثالثاً:-فخذ آلهذال ويرأسهم محمد جفيت مهوس.*

*رابعاً:-فخذ آلحمد ويرأسهم نعمة عبد وايد.*

*خامساً:-فخذ آلخلف ويرأسهم حسين عبود موسى.*

*سادساً:-فخذ آلعذاريين وهم من سكنة ذي قار قضاء الشطرة ويرأسهم جعفر علي.*

*سابعاً:- فخذ آلتبينة ويرأسهم كاظم جاسم.*

*ثامناً:- فخذ آلعلي من سكنة محافظة ميسان (العمارة)قضاء المجر ويرأسهم غانم حسين.*

*تاسعاً:- آلفرحان وهم من سكنة محافظة البصرة والقسم الاكثر من سكنة مدينة الاهواز* و ينقسمون الى:-

*1- آل زيارة* وينقسمون الى :-

*أ- بيت آلعلي.*

*ب-بيت آلعبد.*

*ج-بيت آلخلف.*

*د-بيت العبد الله.*

*2-آلأحمد* وينقسمون الى :-

*أ-بيت آلعلوان.*

*ب-بيت آلمحمود.*

*ج-بيت آلكريم.*

*د-بيت آل سلمان.*

*3-فخذ آلحمدان.*

*4- فخذ آلعبد شويخ.*

*5-فخذ آلصلبوخ.*

*عاشراً:-آلشحول وهم من سكنة محافظة البصرة  ويرأسهم الشيخ منذر وفي.*

وينقسمون الى:- 

*1-فخذ آلرمضان.*

*2-فخذ آلكنعان.*

*3-فخذ آلمرزوق.*

*4-فخذ آلهاشم.*

*5-فخذ آلديوان.*

*6-فخذ آلمؤمن.*

*7-فخذ آلموسى.* 

*8-فخذ آلعواد.*

*9-فخذ آلحطيحط.*

*10-فخذ آلحسان.*

*11-فخذ آلشلش .*


_*وعشيرة آلبو شخير*_ كانت تلقب *بعشيرة الشحول* .

عرف عن رجالها بالشجاعة .

ولشجاعتهم وفراستهم اطلق عليهم *لقب الشحول* . وعرف عنهم الكرم وأصلاح ذات البين . ولهم صولات وجولات وتشهد لهم ساحات المنازلة والمعارك .

وكان رجالها ذو قوة وفصاحة وأصحاب ضيافة عامرة وأرضهم باسقة بالنخيل .

وتكون مساكن العشيرة على (گرمة تم كربها من رجالات العشيرة وسميت هذه الگرمة بالشحلاوية على أسم ولقب العشيرة آلشحول)ومجرى هذه الگرمة *_الشحلاوية_* من نهر الفرات وتصب في ألأهوار .

وكانت للعشيرة مواقف بطولية يسجل في التأريخ للتصدي للنظام البائد وحكومته البعثية . وقدمت العشيرة الكثير من الشهداء .الذين نالوا شرف الشهادة بتصديهم ومقارعت حكومة البعثية .

وأخذت السجون منهم الكثير في البعث الصدامي اللعين وتم حرق مضايف العشيرة وهدم وحرق البيوت وتجريف البساتين وتهجير أهالي العشيرة . وكل هذا الظلم والجور من قبل الحكومة البعثية على العشيرة والضغط عليها .

وضلت العشيرة شامخة رافعة الرأس .

وكان رجالها وشيوخها ووجهائها وشبابها ونسائها فخورين بما قدموه .

وكانت للعشيرة مواقف بطولية فعالة للمشاركة في تلبية نداء المرجعية للجهاد الكفائي ~ضد د11عش~ وقدمت الشهداء في سبيل الدفاع عن مقدساتها ووطنها وهذا شرف يضاف الى بطولات العشيرة ورجالها الشجعان في ساحات القتال والمعارك .


 *آل خيكان عامة* 

(بعض الناس تقول ان بني خيگان اتحاد عشائر ليس الا)

............

( البعض الآخر يقول ان بني خيگان قبيله جدها خاقان وهو الاب وهذا اسمه لكن العثمانيين اطلقو عليه خيكان

صح انهم في الاتحاد العشائر لكن اسم جدهم خيكان (خاقان)

وأطلق عليهم بني خيگان نسبة لجدهم 

_________________________


اتحاد عشائري قوي بالعراق، يضم كل العشائر التي تسكن في الأراضي الواقعة بين العساكرة "العساجرة" على الضفة الشرقية من هور الحمار، وبنو خيقان ليسوا في الأصل من بني مالك، ولكنهم يؤلفون عنصراً أساسياً في اتحاد المنتفق.

ولهذا الاتحاد تاريخ سياسي وعسكري، فقد استطاع بنو خيقان بزعامة آل مغشغش على عهد الشيخ ناصر أن يصبحوا أقوياء يرهب جانبهم.

وكان يملك هذا الاتحاد العشائري المعروف بقوته أكثر من ألف وخمسمائة مفتولاً وبرجاً، معظمها أكبر وأقوى وأمنع من المفاتيل والأبراج التي كانت تملكها العشائر المنافسة له.

وكان بنو خيقان مسلحين تسليحاً جيداً يقلقون الأمن ولا يرغبون أبداً في الخضوع إلى أي شكل من أشكال الحكومة وكانوا يقامون كل سلطة تحاول مصادرة ما بحوزتهم من أسلحة.

ويسكن بنو خيقان في كرمة "قرمة" السفحة على ضفتيها، وتعتبر كل عشائر هوار الحمار من بني خيقان ما عدا بني مشرف، وآل حسيني التي ترجع إلى جماعة بني أسد.

وفرقهم: آل رحمة، آل شميس، العساكرة، "العساجرة"، البو شعيرة، النواشي، آل الاحوال. العمايرة، البو شامة، البو خليفة، الجماملة، المطيرات، وآل جويبر.

خيكان: فخذ أصله من خيكان في واء المنتفق بالعراق، ويتبع البو حمد من البو سلطان من الزبيد الأكبر فروعه: البو خريجة، الزيارات، والبو هليّل "الهلالات". 


وكانت لبني خيگان عداوات كثيرة منها على سبيل المثال مع : 


المجرة: 


اتحاد عشائري قوي، له عداوة مستحكمة مع بني خيفان، لهذا استمرت حوادث أخذ الثأر بينهما، وأفراد هذا الإتحاد معروفون بقوة الشكيمة وإقلاقهم للأمن، وهم مسلحون تسليحاً جيداً، وكانوا يكرهون العثمانيين والإنكليز على السواء. ويعتبر اتحاد المجرة أكثر خطراً من بني خيقان، فقد قاد العثمانيون ثلاث حملات ضدهم، كان الغرض منها إخضاعهم للسلطة، فكانت فاشلة.

واستطاعت السلطات البريطانية بعد احتلالها الخميسية، وهي قرية تابعة لسوق الشيوخ على منتهى الأهوار، أن تسيطر على الموقف وأن تخضع عشائر المجرة. وتتألف ثرواتهم من التمور والشلب.

ويمكن تقسيم المجرة إلى ثلاثة أقسام كبيرة هي: حجام، وآل حسن، وآل شدود. ويسكن اتحاد المجرة على ضفتي الفرات من سوق الشيوخ إلى هور الحمار. ومن أشهر أفخاذها: العليات، الدجين، حجام، آل حسن، حساوية، أهل الكوت المطيرات، النواشي، آل شدود، والزويدات. 


" آل" الأحول :

فخذ من عشيرة بني خيكان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق ، فروعه :

الفهود،

البوحاجي،

وآل اسماعيل . 


آل إسماعيل : 


تنتمي عشيرة آل إسماعيل إلى بني خيگان ، وتسكن في منطقة الحمار في جزيرة واقعة في الجهة الغربية من هور الحمار، من أشهر أفخاذها :

البو بدر، البو حاج، آل حرب، البو خلف، البو شخير، العبد الله، الجديع، بيت شريف، الشليل، العاتي، البلحة، الفهود، الحوشان، الصياح، العمر، آل فراج، البوحمادي، العويد، آل هذال، العطية، آل فريج، الحاج، المحمد، الصالح، والمنصور. 


"أهل" البثج : 


فخذ من البو خليفة منعشيرة خيكان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق . 


"آل"بحر : 


فخذ من آل رحمة من بني خيكان "خيقان" بالعراق. 


التمار :

فخذ من البو خليفة من عشيرة بني خيكان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. 


الجحيش : 


فخذ من عشيرة آل شميسان من عشيرة بني خيگان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. 


الجماملة : 


فخذ من عشرية بني خيكان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. فروعه :

آل نجار،

وآل سالم. 


"آل" جناح : 


عشيرة من بني خيقان بالعراق، تسكن منطقة سوق الشيوخ على جدول المجاشية 


"آل" جنديل :

فخذ من البو شامة من عشيرة بني خيكان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. 


الجويبر: 


ترجع عشيرة آل جويبر في النسب إلى بني خيگان "خيقان" ومنهم من يعدها من عشائر بني مالك بالعراق. من فرقها: المطاردة، والشليشات. 


"البو" حاجي: 


فخذ من آل الأحوال من عشيرة بني خيگان الملحقة ببني مالك بالعراق. 


الحربية: 


فخذ قيل إنه من المطيرات من بني خيگان "خيقان" من بني مالك بالعراق. 


"آل" حسين : 


فرع قيل إنه من المطيرات من عشيرة بني خيكان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. 


الحضر:

فرع من البو شعيرة من عشيرة بني خيگان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. 


الحماحمة: فخذ قيل إنه من المطيرات من بني خيگان "خيقان" من بني مالك بالعراق. 


حمدان :

فخذ من آل رحمة من بني خيگان "خيقان" بالعراق، فروعه: 


البو بصار، والحربيون، العبد، العلي، العلقم، الحاج، الحمدان، الجمع، الكويد، المحمد، والويان. 


"آل" حول :

عشيرة عراقية تنتمي إلى بني خيگان، وتسكن مع البو عائش، وعميرة، والدبات، والفهود، والبو هليل، وآل مهلهل، في الضفة الشمالية، من منطقة هور الحمار بالعراق من أفخاذها: البو حاج الجاسم، والمشكور. 


الحويجم:

فرع من العمايرة من عشيرة بني خيكان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق، من فروعه: البخيت، البشارة الجبر، واليوسف.


"البو" خريجة : 


فخذ يتبع عشيرة خيگان "خيقان" الملحقة بالبو سلطان من زبيد الأكبر بالعراق. 


"البو" خليفة :

عشيرة تنتسب إلى عشيرة بني خيگان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق، وتعتبر عشيرة البو خليفة هذه من العشائر الهادئة في منطقة سوق الشيوخ، وتسكن في الجنوب الغربي من هور الحمار بالقرب من فتحة قناة "المزيلق" المزلج، من أفخاذها: البثج، التمار، أم مشجاج "شجاج" والدهلاية. 


الدبات:

عشيرة عراقية صغيرة ويرجع نسبها إلى بني خيقان، وكانت في الأصل تؤلف قسماً من عميرة. 


الدشر:

فخذ من آل شميس من عشيرة بني خيگان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. فروعه: البو علية، والحنون 


الدلاهمة:

فخذ من آل شميسان من عشيرة بني خيگان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. فروع: الهندال، اللمام، والرميم. 


"آل" رحمة :

تؤلف عشيرة آل رحمة الفرع الرئيسي لاتحاد بني خيقان العشائري. وتسكن هذه العشيرة في منطقة سوق الشيخ حول فتحة قناة عكيكة في الجهة الغربية من هو الحمار بالعراق. أفخاذها: عبد الرحمن، البحر، البو حمدان، العواوية، الزرقان، البو الهوش، العرفيت، المغشغش، الموسى، السفاح، والشهاب أو العليوي. 


الرميضات: 


فخذ من العمايرة من عشيرة بني خيگان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق، من فروعه: الغليات، والشريحي. 


"البو"رومي :

فخذ من البوشعيرة من عشيرة بني خيگان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. 


الزويدات: 


فرع من المطيرات من عشيرة بني خيگان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. 


"آل" زياد :

فخذ من حجام بالعراق. ومنهم من يعتبره من بني خيگان، فروعه:

آل علي، الحتارشة، العيون، الدحداح، والورارشة. 


"آل" سالم :

 ببني مالك بالعراق 


"آل"سعيد : 


فرع من العساجرة "العساكرة" من عشيرة بني خيگان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. 


السفاح :

فخذ من آل رحمة من بني خيگان "خيقان" بالعراق، فروعه: العباس، الحسون، والحسين. 


السلطان :

فرع من المغشغش من آل رحمة من عشيرة بني خيگان "خيقان" بالعراق. 


"آل" سهر:

فرع من البو شامة من عشيرة بني خيگان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. 


"البو" شعيرة :

عشيرة صغيرة قليلة العدد، تنتسب إلى بني خيگان، لا تخضع للنظام، وتسكن في منطقة سوق الشيوخ على قناة المجاهشة إلى الجنوب من الثامرية بالعراق. أفخاذها:

الحماحمة، البو شعيرة، والزويدات. 


"البو" شعيرة :

فخذ من العساجرة "العساكرة" من عشيرة بني خيگان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق، والصواب أنه من بني مالك، ويقال: إنه من ربيعة، ولم يستطع العارفون أن ينسبوه إلى عشيرة قديمة. وأفخاذ: العبيد، والبو رومي. 


"آل" شميس:

من عشائر بني خيگان ويعتبرها بعضهم من آل رحمة بالعراق تسكن على ضفتي قناة أبي شعثة السفلى. أفخاذها: الدلاهمة، الدشر، البو هيفة، الجحيش، والبو خليفة. 


الشهيبات :

فخذ من العمايرة من عشيرة بني خيگان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. 


الطرايشة:

فخذ من العمايرة من عشيرة بني خيگان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. من فروعه :

بيت دعيم، بين حسين، الخالد المنو كر السحيبات، والعطية. 


"البو" عايش : 


عشيرة عراقية، تنمي في الأصل إلى بني خيگان، ويقال أنها فرع من العمائرة، ولكنها تؤلف الآن عشيرة منفصلة، وتسكن في القسم الشمالي من هور الحماريين العمائرة والدبات فروعها:

الغميض، الخواف، الشانول، والشطيب. 


عبادة: 


عشيرة هادئة مسالمة، كانت فرعاً من بني خيقان بالعراق، تشتغل بنقل البضائع التجارية من سوق الشيوخ والناصرية ويمتلك بعض أفراد العشيرة حوانيت على هور الحمار، وكانت تسكن في هور الحمار بين آل إسماعيل وبني مشرف. من أشهر أفخاذها: 


البو علي، البو ضويري، عبادة، البو مهاوش، آل علي، البو محيي، الشناوة، الغوازي، البو حمد، البو منصور، البو سبتي، العثمان، المحيسن، والطوفان. 


البو عبد الله :

فخذ من العساجرة العساكرة من عشيرة بني خيكان خيقان الملحقة ببني مالك بالعراق.

فروعه:

العاصي، الجفافلة، الموكر، الطبيلات، والبو طحينة 


آل عبد الرحمن :

فرع من آل رحمة من بني خيكان خيقان بالعراق. 


العبيد:

فرع من البو شعيرة من بني خيكان "خيقان" من بني مالك بالعراق. 


العساكرة "العساجرة":

فخذ من عشيرة بني خيكان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. فروعه:

البو عبد الله، الغنائمة، الكوام، "القوام"، الثامر، وآل سعيد، الرحمة، والزهيو. 


العطيات:

فرع من العمايرة من عشيرة بني خيكان "خيقان" الملحقة بني مالك بالعراق. 


العفريت:

فخذ من آل رحمة من بني خيكان خيقان بالعراق. من فروعه: العلاونة، الحقروس، الحيال، الحنيحن، المنحوس، والصبيح. 


العلانة:

فرع قيل من المطيرات من بني خيكان "خيقان" من بني مالك بالعراق. 


العمائرة:

من عشائر العراق كانت قسماً من اتحاد عشائر بني خيكان "خيقان" بالعراق، وكانت تسكن في الجانب الشمالي من هور الحمار في المنطقة الواقعة بين البو عايش وآل أحوال.

وأفرادها محاربون أشداء، تخشاهم العشائر المجاورة، وتضمر لهم العداوة والبغضاء.

من أفخذها وفروعها:

عمائر المعدان، البو هدار، الرمضيات، الصليب، الكولبة الطرايشة، الحويجم، الشهيبات، والعطيات. 


البو عوض :

عوض :

فرع من البو شامة من عشيرة بني خيكان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. 


البو عوض :

فرع من البوشامة من عشيرة بني خيكان خيقان الملحقة ببني مالك بالعراق. 


الغنائمة:

فخذ من العساجرة "العساكرة" من عشيرة بني خيكان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. من فروعه:

البشارة، الحمود، الجابر، الجريو، والقاطع. 


الفحيلي:

من عشائر العراق التي تنتمي إلى بني خيقان، وكان يرجع أصلها إلى المجرة، وقد دخلت تحت راية بني خيقان لتخلص نفسها من غارات الغزو والتهب التي تعرضت لها. وتشتهر هذه العشيرة بالطاعة والخضوع للنظام.

تسكن في منطقة سوق الشيوخ بالقرب من كرمة سفحة على ضفتي جدول عكيكة. من أفخاذها :

آل دفتر، آل الحربية، المطرود، النواص، والروضان. 


الفريجات:

فرع من البو شامة من عشيرة بني خيكان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. 


الفهود:

فخذ من آل الأحوال من عشيرة بني خيكان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. يسكن في القسم الشمالي من هور الحمار. من فروعه: العميان، والبلاعطة، البرشان، المكري، المنهور، الشيخ الصالح، والسهيلات. 


الكركوش: 


فخذ قيل من المطيران من عشيرة بني خيكان خيقان الملحقة ببني مالك بالعراق. 


الكوام " القوام" :

فرع من العساجرة "العساكرة" من عشيرة بني خيكان "خيقان" الملحقة ببني مالك. 


الكولبة:

فرع من العمايرة من عشيرة بني خيكان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. 


المشاعلة:

من عشائر العراق يرجع نسبها إلى بني خيقان، هاجرت من جنوب السماوة، فتوطنت في الخميسية، وينتمي بعضها إلى الجوارين، وآخر إلى البدور، وتشتغل برعي الأغنام. 


أم مشجاج :

فرع من البو خليفة من عشيرة بني خيكان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. 


المطيرات:

فخذ من عشيرة بني خيكان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق من فروعه :

الزويدات. 


المطيرات:

تتبع عشيرة المطيرات في الراية المجرة، ولو أنها ترجع في الأصل إلى بني خيكان، وتسكن في الجنوب من سوق الشيوخ بالعراق بنصف ساعة. فروعها:

العليان والعلوش. 


المعدان:

فرع من البو شامة من عشيرة بني خيكان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. 


المعدان:

:

فرع من البو شامة من عشيرة بني خيكان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. 


المعدان:

فرع من العمايرة من عشيرة بني خيكان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. 


المعدان:

فرع من البو شعيرة من عشيرة بني خيكان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. 


المغشغش:

فخذ من آل رحمة من بني خيكان "خيقان" بالعراق. فروعه:

العبد الله، العلاونة، الدزازنة، الفيصل، الحريشيين، الناصر، العمير، والسلطان. 


"بنو" منصور :

من عشائر العراق الملحقة ببني مالك، وعدها بعضهم من السعد من الخزاعل أو من بني خيكان "خيقان" أو من العشائر المتحيرة، ورؤساؤها من ربيعة وموطنها في أنحاء القرنة على الضفة اليمنى من الفرات من الرحمانية إلى القرنة على بعد ميلين إلى جنوب الحلاف.

وفرقها: أهل الرحمانية، أهل الجري، أهل أبي غريب، أهل الحدة، أهل الحوش، آل جاسم، مزروعة، النعيم، الباهلة، البو ختايب، الجنيزي، ثمار، الرحمانية، والصبيح. 


"آل"ناصر :

فرع من آل مغشغش من آل رحمة من بني خيكان (خيقان) بالعراق. 


"آل" نجار :

فرع من الجماملة من عشيرة بني خيكان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. 


النواشي:

فخذ من عشيرة بني خيكان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. فروعه:

المعدان، والحضر. 


"البو" هدار :

فرع من العمايرة من عشيرة بني خيكان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. فروعه:

الديوان، الخنفوس، الشويش، والزيارة. 


"البو" هيفة :

فخذ من آل شميس من عشيرة بني خيكان "خيقان" الملحقة ببني مالك بالعراق. فروعه: الذباح، الفهد، الشيخ جابر، والسباهي .

الخميس، 23 مايو 2024

معلومة قيمة جداً؟؟؟

 من هوHacker و Cracker
Hacker هو كل من يستطيع الإختراق. Cracker كل من يستعمل هذا المجال في ما هو غير شرعي وقانوني.
سؤال جانبي:
لماذا سمي برنامج كسر الحماية Crack؟
الهاكر هو الذي ينفذ إلى البرمجيات والشبكات بسرعة وسهولة "وهو متمكن في مهارات مجال الحاسوب وأمن المعلوماتية. وأطلقت كلمة هاكر أساسا على مجموعة من المبرمجين الأذكياء الذين كانوا يتحدون الأنظمة المختلفة ويحاولون اقتحامها، وذلك بالاعتماد على دراسته للشبكات والبرمجة والاستراتيجيات وطرق التسلل والاستغلال"
ولكنه في العادة يفعل ذلك من أجل الإصلاح والتحسين وإبعاد الأخطار،
أما الكراكر يقوم في مجمل الأحيان بأعمال التخريب والاقتحام لأسباب غير ايجابية وغير مقنعة "تخريب لأجل التخريب، أو لأجل عدم دفع المال ^_^"
ونرجع لأصل كلمة الهاكر :بالنسبة للمعنى الأصلي لكلمة هاكر فإنه يعني مثلًا تفحص المناطق بشكل فيزيائي ودقيق للغاية حتى القضبان الموجودة مثلًا في الشارع والسقوف وكيف تم بناء أرضية المنطقة وما إلى ذلك، أما الهاك Hack كاسم (أو علم) فهو يعني نكتة عملية متقنة.
ومن الأساس فالهاكر مطور مبدع. ولكن الآخرين يرونه سلبيا ومفسدا، متناسين أن الإنترنت يزدحم بمشاريع تم تطويرها من نشاط جماعي للهاكرز، من أمثلة تلك المشاريع: نظام جنو، نظام BSD، نواة لينكس، ويكيبيديا، ومعظم المشاريع ذات المصدر الحر والمفتوح المصدر.

الأربعاء، 15 مايو 2024

من هو طوير الذهب العراقي

 يطلق عليه (طوير الذهب ) ، ومن يسمع قصته يعتقد أنها قصة خرافية لكنها في الواقع حقيقية، انه جبر آل شايب التوبي من سكنة محافظة المثنى.

قصة هذا الرجل العجيب كان يتسابق مع القطار لسرعته الفائقة حيث كان يتردد على السعودية والكويت مشيا او جريا  وهو خارق للعادة يقطع (70 كم) مشياً في الساعة بين العراق والكويت والسعودية، وكانت الدوريات السعودية تسميه (الجني) العراقي.

يقول الباحث في مجال الانساب، محمد الخفاجي، في حديث للمسرى، إن” حادثة تسجل له مع الدورية الكويتية في أواخر السبعينات ألقت القبض عليه بكمين على الحدود فطلب منهم ان يقضي حاجته وعندما سمحوا له بذلك لعدم إمكانية هروبه لكونهم كانوا في صحراء ولديهم سيارة (جيب) فستلقي القبض عليه إن حاول الهروب، فذهب جانباً ، وعندما انتهى لوح بيده فقال لهم: في أمان الله  وانطلق بسرعة جنونية فاقت سرعة الجيب”.

محمد واصل الحديث للمسرى ” حادثة اخرى يتداولها الاجداد، كنا نعمل في عمارة في السعودية وكان (طوير الذهب ) معنا يعمل وكان هناك مهندس لبناني قد سمع بقصة طوير الذهب مع الدورية الكويتية وغيرها من القصص وكان عنده شك من تلك القصص العجيبة ، راهن المهندس اللبناني مع طوير الذهب وكان الرهان هو ان ينطلقا بنفس الوقت المهندس في سيارته الحديثة وطوير الذهب على قدميه في طريقين مختلفين لبناية كانت تبعد عندهم قرابة (6) كيلو. فعندما بدأ السباق وانطلقا وعند وصول المهندس اللبناني الى البناية المقصودة معتقدا انه قد ربح الرهان وكان من (10) ريال سعودي فتفاجأ بخروج طوير الذهب من تلك البناية مبتسماً وفي يدة (دلة شاي) فاندهش المهندس وخسر الرهان”.

وتابع محمد ، “في احد الأسئلة الطريفة التي وجهت له قالوا له” لماذا لا تسرق المصارف أو بعض المحلات وغيرها فرد عليهم اني لا استطيع اولا.. ًشرعا حرام ثانيا.. لكوني لا اقدر ان استدير في الطريق بزاوية حادة مما يعرضني للاصطدام بالجدران أو غيرها “.

يقال والعهدة على الراوي ” إن طوير الذهب ركبتاه لاتحتوي على صابونة الركبة وقدماه مسطحتان. He is called (Tawir Al-Thahab), and whoever hears his story thinks it is a fairy tale, but in reality it is true. He is Jabr Al Shayeb Al-Tobi, a resident of Al-Muthanna Governorate.

The story of this strange man was racing with the train due to his extreme speed, as he frequented Saudi Arabia and Kuwait, walking or running. He was an extraordinary man who covered 70 km per hour on foot between Iraq, Kuwait and Saudi Arabia. The Saudi patrols used to call him the Iraqi “genie.”

Genealogy researcher, Muhammad Al-Khafaji, said in an interview with Al-Masra, “An incident recorded for him with the Kuwaiti patrol in the late seventies led to him being arrested in an ambush on the border, so he asked them to relieve himself, and when they allowed him to do so because he was not able to escape because they were in the desert and they had a jeep.”  You will arrest him if he tries to escape, so he went aside, and when he finished, he waved his hand and said to them: God is safe, and he drove off at a crazy speed that exceeded the speed of the jeep.

Muhammad continued to talk to Al-Masra, “Another incident that is being discussed by our grandparents. We were working in a building in Saudi Arabia, and (Taweer Al-Dhahab) was working with us. There was a Lebanese engineer who had heard the story of Taweer Al-Dhahab with the Kuwaiti periodical and other stories, and he had doubts about those strange stories. The Lebanese engineer made a bet with  The gold bird The bet was that they would set off at the same time, the engineer in his modern car, and the gold bird on his feet on two different paths to a building that was about 6 kilometers away from them.  When the race started and they set off, and when the Lebanese engineer arrived at the intended building, thinking that he had won the bet, which was (10) Saudi riyals, he was surprised when the gold bird came out of that building, smiling, with (a tea pot) in his hand. The engineer was astonished and lost the bet.

Muhammad continued, “In one of the funny questions that were asked to him, they said to him, ‘Why don’t you rob banks or some stores and others?’ He replied to them, ‘Firstly, I cannot.’ It is forbidden by law. Secondly, ‘because I cannot turn in the road at a sharp angle, which exposes me to colliding with walls or other things.’”  “.

It is said, and the narrator is trusted, “The golden bird has no knee pads and its feet are flat.”

الاثنين، 13 مايو 2024

النجمة والهلال

تعريف، النجمه والهلال في بيارغ القبائل والعشائر العربية العراقية :- طبعا ومع الأسف يضن البعض إن شعار النجمة والهلال في اعلام القبائل العربية العراقية هو إمتداد للدولة العثمانية وهذا تصور خاطيء تماما والى درجة انه بدأت بعض العشائر والقبائل العربية برفع هذا الشعار العظيم من بيارغها واعلامها استنادا لعذا الضن الخاطيء وهذا يمثل تحدي للجميع بضرورة الحفاظ على تراثنا وموروثنا القيم وعليه يجب ان نوضح بعض النقاط: 1-الهلال :هور رمز للدين الإسلامي وشعار لجميع الدول العربية والإسلامية وكان ولايزال يوضع على قباب المساجد والمآذن الاسلامية كرمز للمسلمين كشعار النجمة السداسية (نجمة داوود )لليهود وشعار الصليب للمسيحيين اصبح الهلال شعارا للدين الاسلامي والمسلمين. 2-النجمة (الخماسية) :والتي ترمز لأركان الإسلام الخمسة وهي التي تحوي على خمسة رؤوس فتسمى الخماسية وهي رمزا إسلاميا بحتا . 3-البيارغ: وهي ظهرت في العصر العباسي وما بعده لان القبائل العربية في تلك الفترة قامت بتشكيل دول مثل دولة بني عُقيل ودولة بني حمدان ودولة بني اسد ودولة بني المنتفق وغيرها وكان من الضروري وجود علم يرمز لتلك الدول العربية الاسلامية فإختارت كل دولة علم يرمز لها وعليه كل من النجمة والهلال كرمز لعروبتها وحكمها بإسم الاسلام وهذا يدل على ان تاريخ البيارغ هو عربي اسلامي بإمتياز لاتشوبه شائبة وهو شعار عظيم ورمز يعتز به جميع العرب والمسلمين . 4-عندما حكم العثمانيين العرب بإسم الاسلام أخذو من العرب والمسليمن شعارهم (النجمة والهلال) لكي يبينوا انهم مسلمين وخلفاء للدولة الاسلامية وليس العكس كما يقول البعض من الجهلة والذين ليس لهم اي اطلاع بالتاريخ العربي ولاسلامي ان العرب اخذو هذا الشعار من العثمانيين ونحن اليوم نواجه هذه الدعوة التي تهدد تراثنا وعروبتنا واسلامنا برفع هذا الشعار العظيم من بيارغ القبائل العربية دون علم او فهم مع الاسف. أقول : يظن البعض بتصور خاطئ ان شعار النجمة الهلال الموجود على بعض البيارغ هو تبعيه للدولة العثمانية لان علمهم احمر وعليه هلال ونجمه وقد اعتمدوه سنة 1844 م بل العكس هو الصحيح ان العثمانيين اتخذوا هذا الشعار من المسلمين بعد غزوهم  للعالم العربي والاسلامي  وفي نهاية الدولة العباسية توحدت راية المسلمين واتخذوا شعار علم موحد عليه هلال ونجمة بعدما اتفقت كل اليهود على ان الشعار الموجود على علمهم هو النجمة السداسية واتفقت كل النصارى والرومان على ان الصليب هو الشعار الموجود على علمهم . علما ان شعار النجمة والهلال كانوا يظعونه على ماذن المساجد لمعرفة توجه القبلة وجاء ذكره في القران الكريم واتفقت العشائر العربية على اتخاذ الهلال والنجمة كشعار موحد على علمهم بعدما غزى الروم والتتار والمغول بلاد العرب ولهذا تجد النجمة او الهلال على اغلب اعلام الدول العربية الان ولهذا العشائر العربية وخصوصا العراقيين مازلوا يتخذون هذا الشعار على بيارغهم . اما بعض العشائر التي تضع السيف والدلة على بيراغها وهو بيرغ مستقل من توارث قبائل البدو الاصيلة فهي اما السيف فيدل على القوة بالحرب واما الدلة فتدل على اكرام الضيف .وكما كانوا يقولون في زمانهم حنه العرب ضرابة السيف وطعامة الضيف . شعار النجمة والهلال على البيارق العراقية النجمة والهلال الموجودات بيارغ القبائل والعشائر العراقية فهل فعلا اخذنا هذا الشعار من الدولة العثمانية ام نحن من سبقهم بوضع هذا الشعار ؟؟ اول شيء يجب ان تعرفوا ان العشائر سابقا لم تكن بيارقها كلها باللون الاحمر فكل عشيرة لها لون مثلا  بيارق قبيلة كنانة باللون الابيض السواعد باللون الاصفر  وكانت بيارق عشائر اغلب بني مالك باللون الابيض وكانت بيارق بعض عشائر السراي ايضا باللون الابيض ومنها عشيرة البوفرادي والبعض الاخر من السراي احمر وفيها ازرق ادعم وبيارغ العشائر من السادة باللون الاخضر , وبيارغ بني سعيد وآل اسماعيل وآلبو شخير باللون الأحمر ما عدا آل غشيم وآل مشبك فهي باللون الأبيض وكانت اغلب عشائر بني لام تضع الدلة والفنجان ولون بيارقهم بيضاء  وكانت بيارق اغلب ال ازيرج قديما زرقاء داكنه دعماء حتى تنفرد بشعار لونها ونفوذها وكانت عشائر بني تميم تضع شعار سيف الامام علي عليه السلام على بيارقها وكانت بيضاء خزاعة كانت تضع السيف والهلال والنجمة على بيارغها عبادة بيارقهم بيضاء وككل تلك العشائر كانت تعيش تحت حكم الدولة العثمانية فاما بيارق بني كعب تضع النجمة والهلال وهي لاتعيش ضمن نظاق نفوذ الدولة العثمانية. واغلب تلك العشائر كانت على خصام مع العثمانين ومعارك واعتقال الشيوخ علما ان العثماني انسحبوا من من جنوب العراق ووسط العراق سنة 1917 فلماذا عشائرنا لم تبدل هذا الشعار اي الهلال والنجمة اذا كان مفروض عليهم العثمانيين كانت اعلامهم قبل دخول العراق والامة الاسلامية علم احمر اللون مثلث الشكل لايوجد عليه اي هلال او نجمة ولكن بعد شعور النشوة عندهم على انهم امتداد لخلافة المسلمين وبالتحديد 1517م  وان كل قبائل العرب ترفع اعلام فيها هلال ونجمة غيروا علمهم الى شعار الامة الاسلامية وهو الهلال والنجمة التي كانت كل القبائل العربية ومنها في الجزيرة العربية والعراق موجود على اعلامهم شعار النجمة والهلال اي قبل دخول العثمانين بسنوات كثيرة عند سقوط خلافة بني العباس بيد المغول وتعريف النجمة والهلال كان موجود على ماذن المسلمين العرب القدماء وهو ما يرمز على ان الهلال يرمز الى القبلة والنجمة الخماسية  ترمز الى الصلوات الخمس فاعتبر العرب و المسلمون هذا الشعار حتى يميزهم عن اعلام النصارى التي عليها الصليب واعلام اليهود التي عليها النجمة السداسية. وكان البيرغ قديما يحمل على رمح طويل اما الدنبوكه او الرمانه والتي توضع اعلى البيارغ اصبحت شعار لكل عشائر العمارة و كانت تسمى عند عشائر العمارة بالرمانة وهي عندما دخل الانكليز العمارة اعتقلوا بنت من احدى القبائل وبعد تعذيبها قاموا بقطع رأسها ورميه في احياء المدينة ولم يجرؤ احد على الاقتراب منه الا شخص واحد حيث حاول اخذه فقتل فكان ذلك سبب لهجوم عشائر العما...

طایفه آل بو شاخیر (الخیکانیه)

  * طایفه البوشاخیر * الخیکانیه در استان ذی قار، *منطقه سوق الشیوخ، ناحیه الطار* زندگی می کنند.  در کرانه رود فرات در مرداب حمار و این طای...